مؤلف مجهول
136
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
مىبردند جاى قارون را . . . » ( ورق 119 ) و اين مثال از تفسير بصائر : « و هرگز آرزو نبرند مرگ را به سبب گناهانى كه پيشتر كردهاند » ( ورق 52 عكسى ) . ( 38 ) ص 42 ، س 17 آبخانه : جايى كه براى قضاى حاجت تخصيص دهند ( فرهنگ معين ) . در ترجمه تفسير طبرى آمده : « و سليمن به آبخانه اندر بود چون بيرون آمد جراده [ را ] نيافت » ، ص 1242 ؛ در سير الملوك چنين آمده : « و حجر الاسود را به دو نيم كرد و بر دو كرانهء چاه آبخانه نهاد » ( ص 309 ) . مسعود سعد سلمان گفته است : اين بر شرف مناره افتد * و آن در بن چاه آبخانه ( ديوان مسعود سعد ، ص 624 ) ( 39 ) ص 44 ، س 5 سون : سوى . در لغت فرس آمده : به چشم اندرم ديد از رون تست * به جسم اندرم جنبش از سون تست ( ذيل « رون » ) شواهد براى اين طرز به كار رفتن زياد است و در اينجا به ذكر صفحات و نام كتاب بسنده مىشود : ترجمه تفسير طبرى ، ص 947 ؛ ورقه و گلشاه ، ص 4 - 36 - 39 ؛ گرشاسبنامه ، ص 189 - 308 ؛ تاريخ سيستان ، ص 14 ؛ ( زبرسون ) قصص قرآن مجيد ، ص 207 ؛ قابوسنامه ، ص 126 ؛ ( برون سون ) اوراد الاحباب ، ص 34 ؛ ديوان سنايى ، ص 537 - 1148 ؛ حديقة الحقيقهء سنايى ، ص 407 - 529 - 673 ؛ معارف ، ص 178 ؛ ( بيرون سون ) آداب الحرب و الشجاعه ، ص 194 - 196 - 197 - 411 . ( 40 ) ص 47 ، س 16 فريماندن : فريماندن . شواهد بسيارى از اين طرز استعمال در تفسير بصائر يمينى - عكسى بنياد فرهنگ ايران - آمده است . نگاه كنيد به اوراق 48 - 196 - 226 - 239 - 257 - 259 - 393 و . . . . ( 41 ) ص 48 ، س 7 استاخىكردن : گستاخىكردن . در تاريخ بيهقى آمده است : « و هركس كه مىخواست ، استاخى مىكرد و با طغرل سخن مىگفت » ( ص 553 ) ؛ يا اين مثال : « چو بلا با عافيت برابر گردد آنگه روى دارد كى با خداى تعالى اين استاخى كنم » ( تفسير قرآن كريم ، بنياد فرهنگ ، ص 390 ) . ( 42 ) ص 48 ، س 13 ماندگى : خستگى و كوفتگى ؛ نگاه كنيد به : تعليقات التصفيه فى احوال المتصوفه ، ذيل مانده شدن . در ترجمهء تفسير طبرى آمده است : « و ماهى آنجا فراموش كردند ازماندگى و از خواب » ( ص 951 ) . ابو بكر عتيق در تفسير خود چنين